بحثی در باب بحران
خانواده در دنیای جدید در گفتوگو با حجتالاسلام صدوق

اشــــاره: ما از یک
سو بر طبل تحصیل و اشتغال زنان میکوبیم و از سوی دیگر شعار صیانت از کیان خانواده
سر میدهیم. اینکه نمیتوانیم نابودی خانواده را تحمل کنیم طبیعی است اما اینکه
با سیاستهای اقتصادی و اجتماعی خود تیشه بر ریشهی خانواده میزنیم نیز بیوجه
نیست؛ چه شده است که ما علیرغم میل باطنی خود خانواده را در معرض خطر جدی قرار
دادهایم. گفتوگوی
پیش رو تحلیلی از مخالفت ذات نظام سرمایهداری با بنیان خانواده است که در آن حجتالاسلام
صدوق با نگاهی کلان و استراتژیک وضعیت خانواده در ایران را براساس این تعارض ذاتی
تبیین مینمایند.
خانواده
در دنیای کنونی با بحران جدی مواجه است و تلاش برای نجات آن نتیجه نداده است. چرا
این تلاشها بینتیجه
مانده است؟
برای
ارائه برنامهی صحیحی در مورد خانواده باید از نگاه خرد، جزءنگرانه، روبنایی و
سطحی احتراز کرد. راهحلهای مرسومی که برای حل مشکلات در زمینه خانواده مطرح میشود،
همگی در فضای پذیرش حاکمیت نظام سلطهی سرمایه تعریف شده است؛ و در صورت اثربخش
بودن صرفا قادر به اصلاح جزئی، موضعی، کوتاهمدت و روبنایی است. ممکن است جمع
محدودی را برای مدت کوتاهی نجات دهد، اما مشکل در مورد اکثریت همچنان باقی است.
در
یک نگاه کلی و کلان ابتدا باید ببینیم که خانواده در نظام سرمایهداری چه جایگاه و
تعریف و کارکردی دارد، تا معلوم شود چرا تلاشهایی که اکنون برای حفظ خانواده صورت
میگیرد موضعی و ناکارآمد است.
در
یک مثال بسیار ابتدایی نظام سرمایهداری را به یک پیکر تشبیه میکنیم. در این پیکر
شرکتها نقش سلول را دارند. سلول در همهجای بدن هست. امروزه در غرب همهجا شرکتها
حضور دارند. شرکت بر مبنای سود مالی فعالیت میکند و ما مشاهده میکنیم امور
فرهنگی و حتی امور امنیتی نیز به شرکتهای خصوصی واگذار میشود و شرکتها با
محاسبه سود و زیان این دست امور را هم بر عهده دارند. اخیرا در خبرها دیدیم که
مسائل امنیتی در عراق را به یک شرکت خصوصی واگذار کردهاند و بازنشستههای سازمانهای
اطلاعاتی را در آن به کار گرفتهاند تا به لحاظ اقتصادی برایشان صرفه داشته باشد.