امام عشق(ع)

ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق(ع) جز با یقین مطلق ممکن نیست. شهید سید مرتضی آوینی

امام عشق(ع)

ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق(ع) جز با یقین مطلق ممکن نیست. شهید سید مرتضی آوینی

امام عشق(ع)

مرکز فرهنگی هنری امام عشق(ع)
شهرستان بندر گناوه

نمایشی شدن عزاداری

پنجشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۱۶ ق.ظ

مروری بر تاریخ و تطورات تعزیه و شبیه‌خوانی


دکتر رضا رمضان‌نرگسی


در دوره‌ی قاجاریان از بعضی داستان‌ها و وقایع تاریخی و مذهبی، از واقعه کربلا، نمایشی ساخته و در مراکزی به نام تکایا یا در گذر و میادین در معرض دید عموم گذاشته می‌شد. به عبارت دیگر از دوره‌ی قاجاریه نمایش به عنوان یکی از اقسام عزاداری‌ها بر سایر عزاداری‌ها افزوده شد. در خصوص نام‌گذاری این نمایش‌ها برخی از نویسندگان و ادیبان ما واژه‌های «شبیه» و «تشبیه» و مانند آن‌ها را که از دیرباز در نوشته‌ها و منابع کلامی و اسلامی وجود داشت، به کار برده‌اند و برخی دیگر مفهوم تعزیه را به کار می‌بردند. البته وجه برتری مفهوم شبیه و تشبیه آن است که با مفهوم عام تعزیه که به معنای عزاداری است، اشتباه نمی‌شود.


بعدها نویسندگان کلمه‌ی مفرد «شبیه» را، هم به مجلس تعزیه و هم به تعزیه‌خوان اطلاق کردند. هم‌چنین برخی از فضلا و علمای مذهبی با توجه به نمایشی بودن تعزیه و صحنه‌آرایی آن، اصطلاح «تعبیه» را نیز به کار بردند و به اصطلاح‌های شبیه و تشبیه افزودند.[i]

به هر حال اصطلاح تعزیه در میان مردم هم‌چنان باقی ماند. بیش‌تر ایران‌شناسان و پژوهش‌گران غربی نیز که در این زمینه مطالعه کرده‌اند، همین اصطلاح تعزیه را به‌کار برده‌اند. منتها گاهی برای بیان مقصود و تفهیم اصطلاح تعزیه به خوانندگان اروپایی از کلمات معادل و همانندی چون «پاسیون پلی»[ii]«میستری پلی»[iii] «میراکل پلی»[iv]و نظایر آن نیز استفاده کرده‌اند.[v]

شکی نیست که تعزیه در زمان قاجاریه، به‌عنوان یکی از انواع عزاداری‌ها در کنار دسته‌های سینه‌زنی شکل رسمی به خود گرفت در خصوص سیر تکامل و شکل‌گیری آن آراء و نظرات مختلفی ارائه شده است. جمعی معتقدند که: طبق گزارش‌ها و مدارک موجود تعزیه و شبیه‌خوانی به شکل امروزی آن، در عصر صفویه وجود نداشت؛ بلکه حداکثر در مراحل مقدماتی و ابتدایی آن قرار داشت. به این معنا که تنها بیرق‌ها، اسب‌، سوارانی وبه نشانه‌ی لشکر امام حسین(علیه‌السلام) و یا اسرای کربلا همراه با دسته‌های عزادار در میان کوچه‌ها و خیابان‌ها به راه می‌افتادند.

بر همین اساس نصرالله فلسفی نیز معتقد است که:

 «تعزیه خوانی ظاهراً در زمان شاه عباس و جانشینان او هنوز در ایران مرسوم نبوده؛ زیرا در هیچ یک از تواریخ سفرنامه‌های این زمان نامی از آن برده نشده است.[vi]

در مقابل این‌ها گروهی دیگر معتقدند که تعزیه سابقه‌ای بسیار طولانی دارد که آقای شهیدی این نظرات را چنین آورده است:

«1- تعزیه شکل متحول و تکامل یافته‌ی مراسم و آیین‌های سوگواری مذهبی است که از قرن‌های اول و دوم، به‌ویژه قرن چهارم (دوره‌ی آل بویه) در ایران رایج بوده است.

2- زمینه‌ی نمایشی این مراسم از برخی آداب و شعائر و نمایش‌واره‌های جمعی ایران قبل از اسلام، مانند سوک سیاوش و کین ایرج و امثال آن‌ها ریشه و مایه گرفته است. شاید هم بعضی از جشن‌ها و جشنواره‌ها و مراسم آیینی و اساطیری جامعه‌های کهن غرب ایران مانند حماسه‌ی گیلگمش، آدونیس، تموز و عشتار یا ایشتار در تکوین و تشکیل آن بی‌تأثیر نبوده باشد.

3- تئاترها و نمایش‌های مذهبی و یا غیر مذهبی اروپا و حتی کشورهایی چون هندوستان و چین در پیدایی آن بی‌تأثیر نبوده‌اند» [vii]

در این خصوص گفته شده که: در دوره‌ی صفویان و شاید هم پیش از آن، مسافران و سیاحان و بازرگانانی از ایران به هند رفته‌اند و یا از هند به ایران آمده‌اند. احتمالا همراه با کاروان‌های بازرگانان گروهی بازیگر هندی به ایران آمده و نمایش‌هایی داده‌اند. این نمایش‌ها زمینه‌ساز تعزیه و یا انگیزه و الها‌م‌بخش ایرانیان در ساختن و پرداختن واقعه‌ی کربلا در قالب نمایش شده است.[viii]

در خصوص شروع رواج تعزیه از دوران صفویه، تنکابنی می‌نویسد: «تعبیه از مخترعات صفویه است و چون ظهور مذهب تشیع در ممالک ایران از ضرب شمشیر سلاطین صفویه شد و ذاکرین را مأمور به انشاد مصیبت حضرت سیدالشهدا(ع) نمودند، مردم چندان گریه نمی‌کردند؛ زیرا هنوز در مذهب راسخ‌العقیده نبودند؛ پس تعبیه را اختراع نمودند که شاید مردم از مشاهده مصائب حضرت سیدالشهدا(ع) متالّم و موجب رقت قلب شود. لفظ تعبیه نیز به معنای اختراع است و این تشبیه در ازمنه‌ی سابقه بالاتفاق وجود نداشته»[ix]

امّا در عین حال تنکابنی هیچ سندی برای اثبات نظر خود به دست نداده است و توضیح هم نمی‌دهد که این اتفاق در زمان کدام یک از شاهان صفوی افتاده است.[x]

دیگر از کسانی که معتقدند که تعزیه در زمان صفویه اختراع شده «مایل بکتاش» است او به نقل از رساله مواکب حسینیه تعزیه را از اختراعات صفویه دانسته و به مرحوم ملا محمد باقر مجلسی نسبت داده است. او در این خصوص می‌نویسد: «حتی روایت است، اول کسی که تأسیس اساس شبیه و تشبیه واقعه‌ی کربلا را نمود، محمد‌باقر مجلسی، متوفی سنه 1111 قمری و در اواخر صفویه بود.»[xi]

برخی گفته‌اند: «در زمان شاه‌عباس صفوی مسیحیان و ارامنه‌ی جلفا هرساله برخی از تئاتر‌های مذهبی اروپا (مانند «پاسیون پلی»«میستری پلی»«میراکل پلی») را در اصفهان نمایش می‌دادند: چون شاه‌عباس این‌گونه نمایش‌ها را برای ترویج مذهب و اعمال سیاست‌های خاص خود پسندید، دستور داد واقعه‌ی کربلا را نیز به همان صورت به نمایش در آوردند و تعزیه از آن زمان آغاز شد».[xii]

این نویسنده نیز هیچ سند و مدرکی دال بر سخنان خود ارائه نداده و به نظر می‌رسد این نظر بیش‌تر استنتاج شخص نویسنده باشد.

اسپناقچی پاشازاده نیز معتقد است که تعزیه از غرب وارد ایران شده است که او در کتاب معروفش می‌نویسد:

شکی نیست که این عادت از مغرب به ایران سرایت کرده است؛ اشخاصی که وقوف تام به مغرب زمین دارند، می‌دانند که رومیان قدیم تئاتر و یونانیان المپیاد داشتند؛ چنان‌چه در تئاترها و المپیادها مردم هنرهای خودشان را عرضه می‌داشتند و شبیه پهلوانان و جنگ‌ها و سایر وقایع زمان قدیم یا زمان خودشان را درمی‌آوردند

بعضی از صاحبان خبر ایران برآنند که در زمان سلطنت کریم‌خان زند از برای امری سفیری به فرنگ فرستاده شده، سفیر که از فرنگ عودت کرد در حضور کریم‌خان از تئاترهای فرنگ حکایت‌ها گفت؛ کریم‌خان نیز فرمود اول شبیه هفتاد و دو تن را درآورند و این در ایران شیوع یافت و روز به روز صاحبان خبر حکایت‌ها از کتب احادیث ترتیب داده و به دست تعزیه‌گردان‌ها دادند تا کار به این درجه آوردند که می‌بینیم.[xiii]

طبق این عقیده، تعزیه‌خوانی به شکل متعارف که در دوره‌ی قاجاریه به اوج خود رسید، در زمان کریم‌خان زند از تئاترهای فرنگ اخذ و اجرا گردید.[xiv]

بعضی دیگر معتقدند که این ورود از غرب در اوایل دوره‌ی قاجار اتفاق افتاده است؛ زیرا از ابتدای قاجاریه که روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران با اروپا گسترش یافت، مسافران و نمایندگانی از ایران به اروپا، به‌خصوص به روسیه و کشورهای اروپای شرقی، می‌رفتند و نمایش‌ها و اپراها و تیاتر‌های اروپایی را می‌دیدند؛ پس از بازگشت به ایران تعزیه را به تقلید یا اقتباس از غرب به وجود آوردند.[xv]

 

اما از عواملی که نقش زیادی در گسترش کمی و کیفی تعزیه داشته است، اهتمام حکومت قاجار به تعزیه بود. این امر به دو صورت قابل بررسی است:

 الف.از تعزیه به‌عنوان یکی از وسایل پذیرایی روانی از سفرای خارجی استفاده می‌شد؛ یا شاید می‌خواستند به این ترتیب نمایش ایرانی را به رخ اروپائیان بکشند؛ که از آن جمله می‌توان از حضور بنجامین در تکیه‌ی دولت نام برد.[xvi] انیس‌الدوله ملکه‌ی ایران، در دوره‌ی ناصری زنان سفرای کشورهای خارجی یا فرستادگان زن از کشورهای اروپایی را به مراسم تکیه می‌آورد و شخصاً داستان تعزیه را برایشان شرح می‌داد. حتی برای آن‌که شدت وابستگی خود را به مذهب تشیع نشان دهد، در حضور آن‌ها برای مصائب امام حسین(علیه‌السلام) گریه و ناله سر می‌دادند[xvii].

مادام کارلاسرنا سیاح و جهانگرد ایتالیایی که در سال 1301 ق در ایران به‌سر می‌برد، در این‌باره می‌گوید:

انیس‌الدوله علی‌رغم این‌که ملکه‌ی ایران بود و جایگاه رفیعی داشت در عزاداری امام حسین بسیار «ناله و ضجه می‌کرد» و به یاد مصائب شخصیت‌های مقدس مذهبی خویش اشک می‌ریختند.[xviii]

ب)در این دوره حکومت و دربار و به پیروی از آن‌ها اعیان و اشراف نه تنها از تعزیه‌خوانی‌های عمومی تشویق و حمایت کردند، بلکه خود نیز به برگزاری این مراسم پرداختند و تکایا و محل‌های معین و حتی خانه‌های شخصی خود را به این‌کار اختصاص دادند.[xix] که با نگاهی گذرا به کتب خاطرات سیاسیون قاجاری درمی‌یابیم که تعزیه در این دوره به‌صورت یک هنجار دولتی درآمده است؛ چنان‌که عین‌السلطنه می‌نویسد: «در دیوان‌خانه حکومتی تعزیه است».[xx]

در دوره‌ی ناصری، تهران شاهد گسترش بیش از حد تعزیه در بین مردم بود؛ به‌طوری که این سنت در همه‌ی اقشار جامعه نفوذ کرد. از باب شدن تعزیه‌خوانی در خانه‌های اعیان و اشراف گرفته تا تعزیه‌های دوره‌گرد و تعزیه‌های در وسط میادین شهر و روستا و غیره. رواج تعزیه به‌حدی بود که تعزیه در مسائل اجتماعی، فرهنگ و آداب و رسوم مردم جایگاه منحصر به فردی پیدا کرد؛ طوری که بین فرهنگ، مردم و تعزیه نوعی تقابل به چشم می‌خورد. مردم از یک سو بسیاری از مضامین و واژه‌های به‌کار رفته در تعزیه را به زندگی روزمره خود راه دادند و از سویی دیگر نیز فرهنگ خویش را در مراسم تعزیه به تصویر می‌کشانند.[xxi]

یکی دیگر از اسباب گسترش فوق‌العاده تعزیه در دوره‌ی قاجار حضور گسترده‌ی زنان در تعزیه و نقش بی‌بدیل آن‌ها در رواج تعزیه بود.

در دوره‌های قبل از قاجاریه تعزیه اختصاص به زنان نداشت؛ امّا در دوره‌ی قاجاریه نفوذ آن در خانه‌ها سبب شد که برخی از زنان اعیان و اشراف نیز در خانه‌های خود تعزیه‌خوانی‌هایی برپا کنند که تعزیه‌خوانان آنان از زنان باشند؛ با این‌که در تکایای عمومی و دولتی بیش‌تر تماشاگران تعزیه زنان بودند و جای ویژه و معینی برای نشستن در مجالس تعزیه داشتند؛ مع‌هذا بعضی از زنان اعیان و اشراف، هم برای ابراز اخلاص و اعتقاد مذهبی و هم برای تفاخر و خودنمایی و سرگرمی‌های زنانه به برپایی مجالس تعزیه در خانه‌های خود برانگیخته شدند.

تعزیه‌های زنانه ظاهرا از زمان فتحعلی‌شاه در میان زنان و دختران او باب شد و تا اواخر دوره‌ی قاجار ادامه یافت. تماشاگران آن زنان دربار و خواجه‌سرایان و پسران نابالغ بودند. در این مجالس زنانِ روبسته را راه نمی‌دادند تا مبادا مردی با چادر و چاقچور میان زنان بنشینند و به جای تماشای تعزیه، زنان را تماشا کند. نام شماری از زنان درباری و اعیان و اشراف که تعزیه می‌خواندند و به نام «ملاباجی» معروف بودند در منابع و مآخذ دوره‌ی قاجار آمده است. از مکان‌ها و خانه‌های بزرگ و معروف تهران که در آن‌ها تعزیه‌خوانی‌های مفصل زنانه برگزار می‌شد، یکی کاخ گلستان و دیگری حیاط منزل میرزا محمد‌حسین خان سپهسالار بود. در اولی، «مه‌لقا خانم» یکی از دختران فتحعلی شاه و در دومی «قمرالسلطنه» همسر سپهسالار تعزیه‌خوانی‌های مفصلی بر پا می‌کردند.[xxii]

 

دخالت حکومت در تعزیه می‌توانست مثل تیغ دولبه‌ای عمل کند که هم جنبه‌ی مثبت داشته باشد و هم جنبه‌های منفی؛ یعنی همان‌طور که اهتمام مثبت حکومت قاجاری به تعزیه توانست در رونق کمّی و کیفی آن تأثیر به سزا داشته باشد، اهمال‌کاری حکومت و دخالت عوامل عیاش و هوس‌ران حکومت توانست نقش مهلکی در انحراف آن داشته باشد.

 چراکه با آوردن سفیران کشورهای اروپایی به تعزیه کم‌کم این تصور در برخی پیدا شد که از تعزیه می‌توان کارکرد سیرک‌های اروپایی را انتظار داشت. لذا همان‌طور که در سیرک‌ها دلقک‌ها با لوده‌گی و خنداندن مردم سعی در رونق کار خود دارند، کم‌کم این لوده‌گی و کار خنداندن مردم به تعزیه‌ها نفوذ کرد و طوری شد که به‌عنوان جزئی از تعزیه جا افتاد. چنان‌چه در اواخر دوره‌ی ناصرالدین شاه در پایان و ختم بعضی از تعزیه‌ها گه‌گاه کریم‌شیره‌ای[دلقک دربار ناصری] و دار و دسته‌اش به تکیه دولت می‌رفتند و تماشاگران را با حرکات مضحک و لوده‌گی‌های خود می‌خنداندند لیکن این لوده‌گی‌ها و مسخره‌گی‌ها که در پایان تعزیه صورت می‌گرفت به‌تدریج در متن و شیوه‌ی اجرایی برخی از مجالس تعزیه نیز وارد شد. مثلا در تعزیه سرگذشت و مرگ یکی از خلفای صدر اسلام شبیه او را به صورت مضحک و مسخره‌ای در می‌آوردند. در این‌گونه تعزیه‌ها معمولاً به‌جای تعزیه‌خوان رسمی یا حرفه‌ای از دلقکان و مقلدان که بیش از تعزیه‌خوانان در کار تقلید و لوده‌گی تسلط داشتند، استفاده می‌کردند. [xxiii] بنابراین، اولین و مهم‌ترین آسیب از طرف حکومت و عمال آن بر بدنه‌ی تعزیه وارد شد.

آسیب دوم از طرف اهمال‌کاری حکومت در نظارت بر تعزیه بر آن وارد شد و آن زمانی بود که در بعضی از تعزیه‌های عمومی که در گوشه و کنار تهران خوانده می‌شد، گروهی بی‌سواد و عامی و کاسب‌کار بی‌آن‌که صلاحیتی در کار تعزیه و نمایش داشته ‌باشند، آن را وسیله‌ی ارتزاق و کسب‌وکار خود قرار داده، وقایع و موضوعات غیر واقعی و عوامانه را در تعزیه‌ها وارد کرده بودند که نه در خور شأن و منزلت امام و اهل‌بیت بود و نه مناسب نمایش تعزیه و مؤثر در تحول کیفی آن.[xxiv] و از آن‌جایی که حکومت نظارتی بر کار آن‌ها نداشت، این گروه رفته رفته بزرگ‌تر می‌شدند و چون عامه مردم سواد چندانی در تشخیص درستی و نادرستی مطالب آن‌ها نداشتند، این امر در بین مردم رو به گسترش نهاد و عجیب این‌که در این زمان از طرف علما و دانشمندان عکس‌العمل مناسبی در برخورد با این رفتار دیده نشد. لذا دیده شد که این امر باعث شد تا کیفیت تعزیه روندی نزولی به خود بگیرد و زمینه‌ی برخورد جدی رضاخان را در آینده به اسم مبارزه با خرافات فراهم کند.

شیوه‌ی روضه‌خوانی پیش از آغاز تعزیه مختص تعزیه‌خوانی‌های اعیان و اشراف و تکیه دولت بوده که بیش‌تر جنبه‌ی حکومتی داشته است.[xxv]

معمولا یک روضه‌خوان پیش از شروع تعزیه از روی کتاب روضه‌الشهدا روضه می‌خواند و پس از آن تعزیه و شبیه به نمایش در می‌آمد؛ لیکن به‌تدریج که تعزیه به صورت یک نمایش مذهبی مشخص و مستقل و جا ‌افتاده درآمد، روضه‌خوانی‌های مقدماتی نیز از آن حذف شد.[xxvi]

در برخی از قصبات و روستاهای ایران در ایام محرم یا روضه‌خوانی می‌کردند یا تعزیه‌خوانی. در بعضی از جاهای دیگر اگر مجالس روضه و تعزیه ترتیب می‌دادند، معمولاً محل برگزاری آن‌ها را جدا می‌کردند؛ مثلا در مسجد محل یا در خانه‌های اشخاص روضه می‌خواندند و در تکیه یا تکایا شبیه و تعزیه.[xxvii]

این امر باعث شد که تعزیه از شکل عزاداری به شکل‌های نمایش مذهبی بیش‌تر تغییر شکل بدهد و امّا در سال‌های اخیر مشاهده می‌شود که مجدداً روضه‌خوانی به تعزیه برمی‌گردد و برخی از تعزیه‌خوان‌ها خصوصاً نقش‌هایی مثل نقش امام حسین(علیه‌السلام) و حضرت عباس(علیه‌السلام)  بعد از تعزیه شروع به روضه‌خوانی هم می‌کنند.

 


[i]. شهیدی، عنایت‌الله، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی از آغاز تا پایان دوره قاجاریه در تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی با همکاری کمیسیون ملّی یونسکو در ایران، تهران، 1380، ص61

[ii]. Passion play

[iii]. Mystery play

[iv]Miracale play

[v]. شهیدی، عنایت‌الله ، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی از آغاز تا پایان دوره قاجاریه در تهران، ص 62

[vi]. نصرالله فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، انتشارات علمی، ج 5، ج 3، ص 848.

[vii]. شهیدی، عنایت‌الله ، پژوهشی در تعزیه ، ص 63 و 64

[viii]. همان، ص 66

[ix]. تنکابنی، میرزا محمد، قصص العلماء، کتابفروشی علمیه اسلامیه، تهران، ص 33.

[x]. شهیدی،پژوهشی در تعزیه ، ص 64.

[xi]. مایل بکتاش، تئاتر ایرانی، 1375هـ ق،  ص 7، نقل از: شهیدی، همان،  ص 64 متاسفانه کتاب رساله حسینیه یافت نشد تا صحت و سقم این نسبت را دریابیم.

[xii]. تعزیه و شبیه‌خوانی در عالم»، سالنامه نور دانش،1 (1325شمسی) ص 333 339  نقل از: شهیدی، همان، ص 65

[xiii]. اسپناقچی پاشازاده ، محمد عارف، انقلاب الاسلام بین الخواص و العوام، به کوشش رسول جعفریان، انتشارات دلیل، 1379ص 272.

[xiv]. همان، ص 604؛ و زندگانی شاه عباس اول، انتشارات علمی، ج 5، ج 3، ص 848

[xv]. موسیقی مذهبی ایران، ص19 ، نقل از شهیدی، پژوهشی در تعزیه ، ص 66.

[xvi]بنجامین، س-ج- و-، سفرنامه بنجامین، ص 439.

[xvii].  سرنا، کارلا ، آدم‌ها و آیین‌ها در ایران، سفرنامه مادام کارلا سرنا، انتشارات زوار، تهران، 1362، ص 205

[xviii]. همان.

[xix]. شهیدی، همان، ص106

[xx]. قهرمان میرزا عین‌السلطان، روزنامه خاطرات عین‌السلطان(ج اول)، ص385

[xxi]. غلام‌رضا گلی زواره،ارزیابی سوگواری‌های نمایشی، سازمان تبلیغات اسلامی، قم، 1375، ص 67 ـ 63 و عنایت‌الله شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، چاپ اول، خجسته، تهران، 1380، ص 119

[xxii]. ر.ک: عضد الدوله ، تاریخ عضدی، ص 37، معیرالممالک ، یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، ص 110، جواهر کلام، «تعزیه‌داری در ایران»، اطلاعات ماهانه ش 90 (شهریور 1334) ص 9ـ11 و همان ماهنامه 102 (سال 1335) ص 24ـ25؛ نقل از شهیدی، هما، ص109و 110

[xxiii]. شهیدی، پژوهشی در تعزیه ، ص 118

[xxiv]. همان، ص136

[xxv]. همان، ص135

[xxvi]. همان.

[xxvii]. همان.

 منبع: سوره اندیشه

  • ساجد صادقی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی