برگرفته از سخنرانی دکتر محمد رجبی
پیش نیاز تولید علوم انسانی
متن نوشته شده بخشی از جزوه رابطه علم و سرمایه است که با موضوع پیش نیاز تولید علوم انسانی اسلامی برگرفته از سخنرانی دکتر محمد رجبی درباره ی تاثیر فرهنگ سرمایه داری بر ماهیت علم می باشد که به همت موسسه علمی فرهنگی سدید منتشر شده است.
********
اگر بخواهیم در فضای تفکر و حکمت اسلامی تولید علم داشته باشیم، این علم باید چه فلسفه و پشتوانه ای داشته باشد؟ این یک مسئلۀ ساده نیست. ابتدا باید علم جدید و حوزه های علم جدید را به طور دقیق بشناسیم و نقد کنیم تا ناخودآگاه در یکی از اینها نیفتیم و به اشتباه گمان کنیم که علم اسلامی است.
شخصی می گفت رشته اش کلام است و دو استاد دارد که می گویند باید تمام علم کلام قدیم شیعه را دور بریزیم و بر اساس فلسفۀ تحلیلی انگلیسی علم کلام درست کنیم. هر دو استاد او روحانی بودند و اشخاص بسیار باتقوایی هم بودند. خب سؤال این است که فلسفۀ تحلیلی انگلیسی چه ربطی به اصول و عقاید دینی ما دارد؟ درست مانند این است که فلز ذوب شده را در ظرف پلاستیکی بریزیم.
تا زمانی که «لا اله» را نگوییم، نمی توانیم «الا الله» را بگوییم. اگر کسی که گمان کند از همین حالا میتواند به سراغ تولید علم برود، صد درصد اشتباه می کند، زیرا تولید علم، کار ساده ای نیست. ابتدا باید آنچه را وجود دارد نفی کنیم و این امکان ندارد مگر آنکه آن را بشناسیم و بدانیم چه چیزی را می خواهیم نفی کنیم. زمانی که نفی کنیم و این حجابها برداشته شود، «لا اله» تحقق پیدا می کند و سپس فرصت «الا لله» را داریم.
مقدمۀ تولید علم، یک بحث علم شناسی نقادانه، عمیق، درست و سنجیده است که اگر این قضیه جا بیفتد، زمینه هموار می شود تا از خود بپرسیم چه دیدگاهی را می خواهیم بیان کنیم. بیست سال پیش که بنده بحث های غربشناسی را شروع کردم، تب انقلابی جوانان بسیار بالا بود و می گفتند: «ما به غرب چه کار داریم؟ شما از اسلام برای ما بگویید.»
بنده گفتم: «غرب شناسی به این معنا نیست که اگر پیش من آمدید، پیش کس دیگری نروید». ابتدا باید کفریاتی که مطرح شده است را بشناسیم و سپس ببینیم اسلام خالصی که می خواهیم بشناسیم و محجوب به این حجابها شده است، چیست. ما حجاب را نمیشناسیم و هر چه را به نام اسلام بشناسیم و بخواهیم مبنا قرار دهیم، می بینیم که یکی از این حجابها بر آن سایه افکنده است، اما چون حجاب را نمی شناسیم، میگوییم: اسلام اصیل را پیدا کرده ایم. اینکه می گوییم محجوب هستیم به این معناست که آن چیزی را که حق، خدا، اسلام، حکمت اسلامی، عرفان اسلامی و مبانی علمی می نامیم، چیزی نیست که ما می خواهیم. این نکته را از نتیجه ای که عاید می شود میتوان فهمید. ما بسیار تلاش می کنیم اما در نهایت از چالۀ پوپر، لِوی استراس، کانت، هگل، دکارت و مانند اینها سر در می آوریم.
منبع: سایت سدید
- ۹۳/۱۰/۰۷