آوینی کیست؟
چرا آوینی امروز چنین مقام و منزلتی دارد؟
علی امرایی

24سال از شهادت سید مرتضای آوینی میگذرد؛ اگر نگوییم برای ما زندهتر شده است، همچنان برای ما زنده است و خاطرش همواره با ماست.
در مستحدثات زمانه نظر به دیدهی او میکنیم و سعی میکنیم در آن افق حوادث را دریابیم. آوینی همچنان مانده است. راز این ماندن چیست؟ چرا همگی دوست داریم چنان رفتنی داشته باشیم و چنین ماندنی. اگر عمل و اخلاق و هنر و ادب و تفکر است که حتما او تنها و یکهتاز نیست، نمیتواند باشد! در عالم و تاریخ میزید و مؤثر از آنهاست؛ همین است که در مشی و فکر او، خط و خطوط میبینیم و او را در حوزه و ساحاتی میتوانیم منتسب به دیگران کنیم. البته این انتساب نمیتواند همهجانبه باشد؛ چرا که ارتزاق او از عالمی دیگر است. اضافه آنکه مگر یکه بودن و ناب بودن و منحصر بودن میتواند آدمی را به چنان منزلت و مقام و حضوری برساند؟ بسیاری در اموراتی نابند و صاحبنام، اما این چنین حضور و منزلتی ندارند. اگر منزلت و حضور سید برای ما به واسطهی شهادت است که میدانیم ما را با همهی شهدا چنین نسبتی نیست؛ هرچند که میپذیریم برای شهدا هم مراتبی است.
آوینی که بود؟ این پرسش همچنان پرسش مهمی است که به آن تقرب میجوئیم و آرزو داریم از قِبل آن آوینیگون باشیم و آوینیوار ببینیم. در این راه به دوستانش رجوع میکنیم، از خانواده و اطرافیانش میشنویم، آثارش را میخوانیم و میبینیم و رفتارش را میجوئیم و در جذبهی آن غوطهور میشویم که بشناسیمش و گاه با هم دعوا میکنیم و یکدیگر را متهم به نشناختن او میکنیم. پاسخ به پرسش «آوینی که بود؟» برای ما دشوار است؛ اما هر چه هست او را در مقامی میبینیم که در آن مقام، دنیای کنونی، جامعهی خود و امام خمینی و انقلاب برای ما شناخته شدهتر است. لذا او را حاضر و ناظر در حیات خود میبینیم و او همچنان برای ما زنده میماند.
منبع: سوره اندیشه
- ۹۴/۰۱/۱۸