نمایشگاه بینالمللی کتاب و دوربرگردان بزرگراه
سید محمد صادق سیاح
بیست و هشتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران شروع شد. باز هم ذوق نمایشگاه رفتن و شوروشوق پرسهزنی در نمایشگاه. باز هم ازدحام جمعیت در جلوی غرفهی ناشران بزرگ و گشتن به دنبال ناشران کوچکتر. باز هم افتخار مسئولین به تعداد بازدیدکنندگان و تفاخر به بزرگترین رویداد فرهنگی کشور!
نمایشگاه کتاب تهران از سال 66 شروع به کار کرد و هر سال بخشهای جدیدی به آن اضافه گشت و همینطور بزرگتر و بزرگتر شد تا به شکل کنونی رسید: بزرگترین رویداد فرهنگی کشور؛ رویدادی که ما و بهخصوص مسئولان فرهنگی به آن افتخار میکنیم و غالباً آن را دلیل بر وضع مناسب فرهنگی کشور میدانیم و نشانهی اهل کتاب و مطالعه بودن و فرهنگدوستی مردم. لذا خوشحال و راضی میشویم که الحمدالله هر چند مشکلاتی وجود دارد... اما باز هم مردم ما اهل فضل و فرهنگند و چرخ فرهنگ را میچرخانند.
اما بهراستی نمایشگاه برای ما چیست و چه میکند؟اجازه دهید توضیحی هرچند واضح در مورد چرخهی کتاب عرض کنم. بازار کتاب چند بخش دارد: مؤلفان و مترجمان، ناشران، شرکتهای پخش، کتابفروشان و مخاطبان؛ ناشران کتاب را از مؤلفان و مترجمان میگیرند و آن را به شکل کتاب تولید میکنند، شرکتهای پخش کتابها را از ناشران میگیرند و به کتابفروشان میرسانند و کتابفروشان کتابها را در معرض خرید مخاطبان قرار میدهند. این چرخه در همه جایش دچار مشکل است: از کتابخوان نبودن مخاطب گرفته تا نبود سیستم پخش قدرتمند و نبود ویترین برای عرضهی کتاب. ضعف متن مؤلفان و کتابخوان نبودن مخاطبان را که نمیتوان به این راحتیها تدارک کرد اما شاید بتوان مشکل پخش و کتابفروشی را حتی شده به صورت مقطعی حل کرد. جواب آن دو کلمه است: نمایشگاه کتاب. نمایشگاه، مشکل پخش ضعیف و نبود کتابفروشی و ویترین برای نمایش کتاب را با جمع کردن همهی ناشران در یک نقطه و نمایش همهی کتابها در یک محل حل میکند. مخصوصاً برای شهرستانیها فرصتی مغتنم است که آثار همهی ناشران را در یکجا ببینند.
حال ببینیم با این کار چه اتفاقی برای بازار کتاب میافتد. نمایشگاه مانند سیاست دوربرگردان برای حل مشکل ترافیک است؛ مشکل را برای مدت کوتاهی حل میکند اما اصل مشکل باقی میماند و ترافیک به قسمت دیگری منتقل میشود. نمایشگاه کتاب (به عبارت صحیحتر فروشگاه کتاب) در واقع شرکتهای پخش را دور میزند و سیاستِ از تولید به مصرف را پیاده میکند تا ناشران بهطور مستقیم کتابهایشان را در معرض مخاطبان قرار میدهند. در طی ده روز ناشر به اندازهی حدود 8-7 ماه، فروش خواهد داشت؛ اما در عوض تا چند ماه بعد از نمایشگاه، فروش تقریباً میخوابد و تا ماههای بعد بازار راکد است. به عبارت دیگر نمایشگاه فروش کلی بازار را میمکد و عمدهی آن را در یک نقطه متمرکز میسازد. مسئولان هم با افتخار از شمار بازدیدکنندگان و میزان فروش نمایشگاه گزارش میدهند. تازه از بازدیدکنندگان بیکیفیت و پرسهزن و کتاب خریدن و کتاب نخواندن هم سخنی نمیگویم که خود حدیثی مفصل دارد.
نباید بیهوده خود را راضی کرد. نمایشگاه هرچند فوایدی دارد اما کل ماجرا نشان از معیوب بودن عرصهی کتاب در کشور ما دارد. اما با همین وضع کنونی عرصهی نشر، میتوان همین نمایشگاه را بهتر برگزار کرد تا بازدیدکنندگان واقعی اینقدر سردرگم نباشند و به سمت کتاب مورد علاقهشان هدایت شوند. اینکه چگونه میتوان به این سمت حرکت کرد سؤالی محل تأمل است.
منبع : سوره اندیشه
- ۹۴/۰۲/۲۰