امام عشق(ع)

ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق(ع) جز با یقین مطلق ممکن نیست. شهید سید مرتضی آوینی

امام عشق(ع)

ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق(ع) جز با یقین مطلق ممکن نیست. شهید سید مرتضی آوینی

امام عشق(ع)

مرکز فرهنگی هنری امام عشق(ع)
شهرستان بندر گناوه

کپی بدون اصل

سه شنبه, ۲ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۵۴ ب.ظ

میزگرد بررسی ماهیت رسانه با حضور حجت الاسلام محسنی و اکبر جباری(قسمت اول)

اشــــاره

 با نگاه اجمالی پیرامون موضوع رسانه و ماهیت آن، می‌توان نظرات مختلفی برای آن یافت. در این جلسه قصد داریم ضمن بررسی آراء و نظرات مختلف پیرامون این موضوع، نظرات و عملکرد شهید آوینی را تحلیل کنیم. در بین نظرات مختلف در موضوع ماهیت رسانه، برجستگی نظر شهید آوینی از آن‌جاست که ایشان علاوه بر بررسی نظری موضوع، قیام به عمل نمود و در جهت هدایت این پدیده خود وارد عرصه‌ی رسانه شده است. حتی شاید بتوان عمل آوینی را مقدمه‌ای برای نظریات جدید در حوزه‌ی رسانه دانست. به این ترتیب اولاً بحث ما برای شناخت ماهیت رسانه است؛ ثانیاً بیشتر رویکرد ایجابی با توجه به رسانه در نظام دینی دارد.

تشکر میکنم از استادانی که تشریف آوردند. موضوع جلسه رسانه و ماهیت یا حکمت رسانه است. برای ورود به بحث سه حوزه زیر به نظرم راهگشاست:

تاریخچهی رسانه و عالمی که رسانه را شکل داده است؟ ویژگیها و کارکردهای رسانه در دنیای کنونی؟ نسبت ما و رسانه با توجه به نگاه شهید آوینی؟

لذا از محضر استادان محترم خواهش میکنم از هر کجا که خودشان صلاح میدانند، شروع بفرمایند.

حجةالاسلام محسنی: به نظرم برای شروع بهتر است وارد خود بحث رسانه بشویم. یعنی ابتدا سؤال کلی که کارکرد رسانه چیست مطرح نشود؛ بلکه مثلاً بحث را از اینجا شروع کنیم که آیا رسانه را ابزار میدانیم یا نه؟ و در چه شرایطی رسانه ابزار هست؟ در چه شرایطی ابزار نیست؟ تا بحثی فراتر از کلیات، مقدمات، ضرورتها و... داشته باشیم و به فهمی تازه دست یابیم.

من هم اتفاقاً همین کار را میخواستم دنبال کنم. موضوعات جدید را هم در نگاه رسانه به مخاطب، نگاه رسانه به پیام، سیاستی که میتواند با رسانه به ثمر برسد و... (به عنوان سؤالات بعدی) در نظر داشتیم. اما برای ورود به این مباحث مقدمهای را ضروری احساس کردم، تا هویت تاریخی رسانه برایمان مشخص گردد.

اکبر جباری: نظر آقای محسنی درست است، یعنی باید وارد بحث شد و از کلیات باید عبور کرد. میشود با همین مقدمه هم وارد بحث شد.

وقتی که ما داریم از رسانه صحبت میکنیم، به طور مشخص بنده، نظر به رسانههای تکنولوژیک داریم. من با این دیدگاه که در طول تاریخ از بسیاری از فرآوردههای فرهنگی تلقی رسانه دارند، مخالفم. مثلاً خیلیها کتاب را رسانه میدانند، حتی خیلیها قرآن را رسانه میدانند. من چنین تلقیای از رسانه ندارم و فکر هم میکنم که عالمان علوم ارتباطات، آنهایی که در مبادی این علوم فکر میکنند، هم این را نپسندند، که ما دایرهی رسانه را آنقدر وسیع کنیم که بسیاری از پدیدههایی که خارج از عالم رسانه بوده، تحت عنوان رسانه از آنها یاد شود. لذا من رسانه را همبستهی امر تکنولوژیک میدانم و تکنولوژی را ذاتی رسانه میدانم، با این معنا خیلی از اموری که امروزه شاید به عنوان رسانه شناخته میشود، از تعریف رسانه خارج میشود.

این نگاه و تصور از رسانه، امکان این را میدهد که ما یک نگاه عمیقتری نسبت به ماهیت رسانه داشته باشیم. مواجه ما با پدیدهای به نام تکنولوژی به دو جهت در ارتباط با رسانه است و به این دلیل برای ما بسیار مهم میباشد. تکنولوژی از یک جهت علت رسانههای امروزی است و از جهت دیگر به نحوی معلول رسانه هم قرار میگیرد. از چنین منظری مسئلهی اصلی این است که ما چگونه نسبتی با رسانه داریم. اول از همه باید مشخص شود که منظور از «ما» کیست؟ در این جا «ما» میتواند دو مرجع داشته باشد. یک بار «ما» به عنوان مخاطبان رسانه یا به تعبیری مصرفکنندگان محصولات رسانهای هستیم؛ یک بار «ما» به عنوان مدیران و مجریان و ادارهکنندگان رسانه هستیم. گرچه مدیران و صاحبمنصبان هم در یک مرتبهای مخاطب هم هستند.

اکبر جباری: وقتی که ما داریم از رسانه صحبت میکنیم، به طور مشخص بنده، نظر به رسانههای تکنولوژیک دارم‌. من با این دیدگاه که در طول تاریخ از  بسیاری از  فرآوردههای فرهنگی تلقی رسانه دارند، مخالفم.

باز هم میتوان «ما» را، به «ما»ی ایرانی به عنوان مخاطبان مصرفکنندهی محصولات رسانه مشخصتر کرد. «ما»ی ایرانی با وضعیت فعلی که انقلاب کردیم، سی سال است داعی یک طرحاندازی جدید در عالم هستیم، حداقل به دنبال یک گوشههایی از چنین افق جدیدی در عالم هستیم؛ چه نسبتی با رسانه داریم؟ چگونه شد که در امور مخاطبان ما امروزه فرض بر این است که رسانه وسیلهای برای انجام کارها است؟ چگونه است که امروزه «ما»ی ایرانی مخاطب و مصرفکننده رسانهها در ذیل رسانهها مشغول به هویتسازی و یا حفظ هویت خودمان هستیم؟ آیا خودآگاهی برای این «ما» و تأثیرات رسانه با عالم «ما» وجود دارد یا نه؟

به نظر میرسد که تاجران و ثروتمندان ما خودآگاهی بیشتری نسبت به اهمیت رسانه دارند، که حاضرند میلیونها تومان برای یک تیزر چند ثانیهای خرج کنند. در حالی که بسیاری از اهل نظر ما، به اهمیت رسانه در شکلگیری این هویت جدید توجه ندارند.

بحث در بارهی هویت ایرانیان یک بحث مهمی است؛ همچنین جهت سیال بودن، موضوع هویت هم بسیار مهم است. فارغ از ایدهها و اندیشهها، به طور بالفعل چه چیزی در آغاز قرن بیست و یکم هویت ایرانی را میسازد و چقدر نسبت به نقش رسانه در شکلگیری این هویت آگاهی وجود دارد؟ اهمیت این بحث از اینجا مشخص میشود که ما از شروع انقلاب اسلامی دو اتفاق مهم داشتیم. [1] یکی خود انقلاب بود و دیگری حوادثی که در سال گذشته رخ داد و به طور مشخص انتخابات سال گذشته. من معتقدم که این دو اتفاق، نقاط عطف تاریخ ما هستند. چرا انقلاب، دنیای غرب را شدیداً نسبت به ما عصبانی کرده است؟ درست است که منافع اقتصادی آنها به خطر افتاده است. اما گویی مسئلهی بسیار عمیقتر از مسائل اقتصادی است.

دنیا بر اساس یک نظمی حرکت میکرد. و رسانهها این نظم را سامان میداد. به عبارتی رسانهها این عالم را سامان میدادند و اقوام غیرغربی را شبیه غرب میکردند. در این نظم جهانی، ناگهان قومی سر برآورد و یک کنش غیر متعارفی نشان داد، یک دفعه یک کاری کرد که با برنامهی نظم جهانی نمیخواند. به تعبیر برژینسکی انقلاب ایران نیامد در شطرنج سیاست مهرههایی در مقابل مهرهی غرب بچیند، بلکه یک دفعه زد به وسط صفحهی شطرنج و این صفحه را به هم ریخت. انقلاب اسلامی بنیان آن نظم جهانی را آشفته کرد. سال گذشته، در طی حوادث جنگ غزه، وزیر خارجهی اسرائیل میگوید: مشکل ما با مسلمانها مشکل اسرائیل نیست، بلکه مشکل و مسئله، مسئله مواجههی دنیای مدرن با یک دنیای دیگر است. این حرف، به درستی مطرح شده است. این نشان میدهد که کل مدرنیته دچار معضل شده است.

انتخابات سال گذشته هم همین مسئله را در دل خود دارد. انتخابات سال گذشته برای نسل ما محسوستر است. تلقی کسی که هجمهی سنگین رسانهها را دیده باشد، این است که باید جوابی بر عکس وضعیت کنونی پیش میآمد. نه تنها رسانههای غربی، بلکه حتی رسانههای جمهوری اسلامی هم، در محتوای خودش گرایشی دیگر داشت. به نظر من، رسانهی جمهوری اسلامی جدای از جنبهی تبلیغات رسمی آن ماهیتاً یک پدیده مدرن است.

عملاً فضای رسانهی کنونی ما سنخیتی با اتفاق کنونی ندارد. در حقیقت انتخابات سال گذشته، یک کنش ضد رسانهای عجیبی از ایرانیان دیده شد. و این باز نشان میدهد که نسبت ما ایرانیانِ در زمانهی انقلاب اسلامی، با رسانه یک نسبت پیچیدهای است.

اکبر جباری: رسانهها این عالم را سامان میدادند و اقوام غیر غربی را شبیه غرب میکردند. ما به هر حال در دنیای رسانه هستیم و اجمالاً هم میدانیم که تحت تاثیر رسانه هستیم. اما نمیدانیم نحوه تاثیرگیری و حتی نحوه آن تاثیر نگرفتن ما چگونه است. این رابطه دیالکتیکی است، یعنی رابطه یک سویه نیست. هم رسانه آن قوم را سامان میدهد و هم این قوم است که با رسانه دارد یک ادارهای میکند، یک تدبیری دارد.

در نگاه آقای جباری اولاً رسانه تکنولوژیک دیده میشود و ثانیاً مهمترین مسئله نسبت ما با رسانه است و ثالثاً نسبت رسانهی را باید با هویت شروع کرد، ازحجةالاسلام  محسنی خواهش میکنم که نظرشان را بفرمایند.

حجةالاسلام محسنی: من قبل از اینکه وارد جواب سؤال شما بشوم. یک تکملهای به بحث جناب آقای جباری عرض کنم. رسانههای غیر تکنولوژیک مثل کتاب نیز از آن وقتی که به صنعت چاپ تبدیل شده است، علیالظاهر دیگر رسانه است، حتی نسبت نویسنده را هم با نوشته عوض کرده است.

البته بحث ما فراتر از شناخت نظرات آقای آوینی است. برای شناخت نظرات آقای آوینی باید مقالات دربارهی ارتباطات، جادوی پنهان، خلسهی نارسیسی، زبان تلویزیون و سینما را در کتاب آینهی جادوی جلد یک مطالعه کرد.

من راغب شدم طبق بحثی که آقای جباری شروع کردند، که یک معنای وسیعی برای رسانه در نظر گرفت میشد، بحث را ادامه دهیم. آقای آوینی از مک لوهان نقل میکند که رسانه را اساساً باید یک معنای تکنولوژیک بدانیم، فرقی نمیکند که کارکرد اطلاعرسانی دارد یا کارکرد اطلاعرسانی ندارد. به عبارتی هر پدیدهی تکنولوژیک یک رسانه است و هر پدیدهی تکنولوژی باز دوباره یک بارِ ناخودآگاه دارد که در زندگی بشر تأثیر میگذارد. این تأثیر را شبیه تأثیر موسیقی بر احساس انسان میداند، نه شبیه تأثیر مثلاً کلام. کلام از راه قوهی مدرکهی ما در حقیقت فهم میشود و قلمروش بر عقل ما تأثیر میگذارد. اما رسانه این طوری نیست. رسانه الگوهای احساسی و رفتاری را کم کم و با ظرافت عوض میکند.

پس نکتهی اول اینکه رسانه دارای یک بار ناخودآگاه یا جادوی پنهان است. که این مسئله را خیلی به صورت واضح در تلویزیون و سینما میشود دید. اما اگر توجه کنیم یک یخچال فریزر را هم میتوانیم به عنوان یک رسانه در نظر بگیریم. اینکه یک یخچال فریزر الگوی رفتاری و الگوی احساسی ما را عوض میکند یا نه، مشخص کنندهی این موضوع است.

چرا پذیرفته ایم یک پدیدهای به نام فریزر در خانه باشد؟ و این پدیده چه نسبتی با فرهنگ ما دارد؟ ما بر طبق یک الگویی که ناشی از تجمع است یک جایگاهی را درست میکنیم و یک نوع زندگی را میسازیم.

سؤال بعدی این است که ریشهی تأثیرات رسانه در کجاست؟ چگونه میتوان با رسانه، الگوهای احساسی و رفتاری کسی را تغییر داد؟ نظر آقای آوینی است که یک میلی برای غفلتطلبی و گریز از تفکر و جدیت، برای بازی و شوخی و تفنن و تفریح در انسان وجود دارد، که رسانه دقیقاً از همین راه، تأثیر میگذارد. البته از طرفی هم الگوهای احساسی انسانها در جوامع مختلف مبتنی بر یک سری از عادات و تعلقات و آداب و رسوم آن قوم هست که منشاء گرفته از فرهنگ آن قوم است.

اکبر جباری: تکنولوژی از یک جهت علت رسانههای امروزی است و از جهت دیگر به نحوی معلول رسانه هم قرار میگیرد. از چنین منظری مسئله اصلی این است که ما چگونه نسبتی با رسانه داریم.

سؤالی که از آقای محسنی دارم این است که اگر ما جوهر اصلی رسانه را در پیام بدانیم، طبق نظر شما پیام به مثابهی هر چیزی است که الگوی احساسی رفتاری ما را شکل دهد. این درست است؟


 


منبع : سوره اندیشه


  • ساجد صادقی

نظرات  (۲)

سلام
باسایت پرب دی ال خدمت شما هستم.میخواستم ببینم با تبادل لینک موافقید؟
وبسایت ما:
دانلود آهنگ جدید | دانلود رایگان فیلم
http://prebdl.ir/
  • تبادل لینک رایگان
  • سلام و درود بر شما دوست گرامی ، مطلب خوبی بود ، از شما تشکر می کنم .

    لطفا از سایت ما (سایت تبادل لینک خودکار و رایگان برای همه وبلاگ ها و وبسایت ها ) دیدن فرمایید

    تبادل لینک = افزایش بازدید و افزایش پیج رنک گوگل وبلاگ و وبسایت شما

    پیج رنک سایت ما 2 می باشد


    وبلاگ استخدام ایران ، بروزترین وبلاگ آگهی و اخبار استخدامی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی