امام عشق(ع)

ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق(ع) جز با یقین مطلق ممکن نیست. شهید سید مرتضی آوینی

امام عشق(ع)

ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق(ع) جز با یقین مطلق ممکن نیست. شهید سید مرتضی آوینی

امام عشق(ع)

مرکز فرهنگی هنری امام عشق(ع)
شهرستان بندر گناوه

گناوه در مسیر جاده ابریشم

يكشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۲:۵۲ ب.ظ

از بندر گناوه که بخوای به سمت یاسوج بری باید از جاده معروف به جاده گچساران عبورکنی.

همون ابتدای مسیر یه تابلو نصب کردن که" این جاده مخصوص تردد خودروهای شرکت نفت"

قبلا میگفتن بین شرکتی ها با اداره راه بر نصب علایم راهنمایی توی مسیر اختلافه.

اینا میگفتن اونا باید علایم نصب کنند،اونا میگفتن اینا...................

حالا هر مسافر نا آشنا به مسیر هم که توی جاده براش اتفاقی میفته، تقصیر خودشه چون باید 

توی اون مسیر،از خودروهای شرکت نفت استفاده کنه، آخه ماشیناشون نه توی دست اندازها و 

چاله چوله ها خراب میشه و نه از جاده های بدون محافظ توی دره سقوط میکنه...............

البته چون خودروهاشون اجاره ای نیست و مال خودشونه، رویین تن ساختنشونه

اونایی که میگن تانک مرکاوا پیشرفته ترین و مقاومترین خودرویه ، بنده خداها حق دارن چون با 

ماشینهای شرکت نفت آشنایی ندارن....

حالا هرچی که هست این جاده مثل اینکه حالاحالاها نمیخواد استاندارد بشه 

-البته استاندارد خودمون!....

مدیریت سیاسی یا سیاست مدیریت

يكشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۳، ۰۶:۵۴ ب.ظ

     

 امام علی(ع): بر تو واجب است که به حکومت‌های دادگر و روش‌های نیکوی پیش از خود اقتدا کنی.

 

در کشور ما ایران با نزدیک شدن ایام انتخابات ریاست جمهوری، کاندیدای این منصب معمولا با شعارهایی وارد این گود میشوند که پاشنه آشیل دولت حاضر به حساب می‌آیند. یکی از این شعارها استفاده از نیروهای متخصص تمامی جناح‌ها است؛ شعار خوش‌رنگی که

 خیلیها را به شکستن تابوی استفاده از نیروهای جناح خودی در تمامی پست‌ها امیدوار میکند

من یک افراطی امام ندیده‌ام!

چهارشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۹:۲۶ ق.ظ

من امام را دیده‌ام در تمام این سالها...امام را در حسینیه امام خمینی دیده‌ام...من سن و سالم از سابقه مبارزاتی خیلی‌ها کمتر است! اما "یک شبه انقلابی" نشده‌ام...من در ۲۲ بهمن‌ها قد کشیده‌ام!
وبلاگستان//////////////////////////////////من یک افراطی امام ندیده ام!

یکی از دوستان در وبلاگش نوشته:

بسم رب الشهدا والصدیقین...

سپاس خدایی را  که عزیز است و رحیم...حکیم است و علیم...همان خدای مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ...همان خدای مدبر الامور که مقالید آسمان در دست اوست...

سپاس..سپاس که ما را مسلمان آفرید و نعمت حیات بخشید در عصر جمهوری اسلامی، زیر سایه‌ی ولایت...به حبّ امامت...

من امام ندیده ام!

من۱۵ خرداد ۴۲ ندیده ام!

اما شنیده ام که :" سربازان من اکنون در گهواره ها خفته اند..."

من ۲۲بهمن ۵۷ ندیده ام!

اما شنیده ام که :" انقلاب ما انفجار نور بود..."

من ۱۳آبان۵۸ ندیده ام!

اما شنیده ام که :" انقلابی بزرگتر از انقلاب اول بود.."

من ۵ اردیبهشت ۵۹ ندیده ام!

اما شنیده ام که :" این شن ها لشکر خدا بود..."

من ۳ خرداد ۶۱ ندیده ام!

اما شنیده ام که : "خرمشهر را خدا آزاد کرد...."

من ۱۴ خرداد ۶۸ ندیده ام!

من چشم که باز کرده ام، امام را ندیده ام...

شنیده ام صدای لرزان "حیاتی" را که انّالله و انّا الیه راجعون...اما ندیده ام امام را...

من جنگ ندیده ام...صدای آژیر خطر نشنیده ام، به پناهگاه نرفته ام...

من سن و سالم از سابقه مبارزاتی خیلی ها کمتر است!

من اولین بار نام امام را "امام" نگذاشته ام...

من چشم که باز کرده ام به جای جماران و روح خدا، حسینیه ای دیده ام با نام خمینی...به جای روح خدا، سید علی را دیده ام...

حضرت ماه را... او که یک "آه" بیشتر از خمینی دارد...

من بزرگتر شده ام و او موی سپید کرده...

سن و سال من از سابقه مبارزاتی خیلی ها کمتر است اما افتخارم این است که سن و سالم برابری می کند با سالهای ولایت جانشین خلف پیر جماران...

من امام را دیده ام در تمام این سالها...امام را در حسینیه امام خمینی دیده ام...

من سن و سالم از سابقه مبارزاتی خیلی ها کمتر است!

اما "یک شبه انقلابی" نشده ام...من در ۲۲ بهمن ها قد کشیده ام!

من جنگ تحمیلی ندیده ام و تا دلتان بخواهد جنگ تحلیلی دیده ام...

من چمران و همت و باکری و خرازی ندیده ام...اما هنوز هم روز ترور صیاد را یادم هست...

من تا دلتان بخواهد تزویر دیده ام و فتنه...

تا دلتان بخواهد تهدید دیده ام و تحریم...

من سن و سالم از سابقه مبارزاتی خیلی ها کمتر است!

اما...

من انقلابی ام...

من در ۲۲ بهمن ها قد کشیده ام...

من ۲۳ تیر ۷۸ دیده ام...

من ۹ دی ۸۸ دیده ام...

من مشارکت ۴۰ میلیونی ۸۸ را دیده ام و دهن کجی به قانون را...

من با حساب همان ها که سابقه مبارزاتی شان از سن و سال من بیشتر است رأی به بی قانونی داده ام...

من فقط یک بی سوادم که هر سال ۲۲ بهمن قرار نانوشته ای دارم با روح خدا و خلف صالحش...

من انقلابی ام...من با " خدا " و " ناخدای با خدای کشتی انقلاب" بسته ام نه با " کدخدا"...

من چشمان معصوم علیرضا را به یک مشت  دلار نمی فروشم...

من افراطی ام!

یک افراطی امام ندیده!

من خاطره از امام ندارم...

من خیلی بیشتر از تعداد سال های عمرم تهدید شنیده ام که گزینه ها روی میز است...

اما شنیده ام از همان امامی که ندیده ام!

"آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند"

من ایمان دارم که کلیدهای آسمان ها و زمین ازآن خداست...

همان خدای مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ...

درخواست شهادت دوباره در رجعت

شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۲، ۱۲:۵۸ ق.ظ
سلام بر رهبر و ولی فقیه مان، سید علی خامنه‌ای (حفظه الله) که خداوند عمر طولانی به او عطا فرماید و حکومت اسلامی و پاسداران آن و مردمش را حفظ و حراست فرماید.

 حمید داوودآبادی در وبلاگ خاطرات جبهه ، متن کامل وصیت‌نامه سردار شهید "حاج حسان اللقیس" فرمانده ارشد جنگ الکترونیک حزب‌الله لبنان را که چند پیش به دست جوخه‌های ترور رژیم صهیونیستی در ضاحیه جنوبی بیروت ترور شد و به شهادت رسید، منتشر کرد.

 متن کامل ترجمه فارسی این وصیت‌نامه در سه بخش شامل یک مقدمه، وصیت خطاب به "سید حسن نصرالله" دبیرکل حزب‌الله لبنان و وصیت خطاب به "برادران مجاهد" است، بدین شرح منتشر شده است:

سپاس خدای را که اول است و چیزی پیش از او نیست، و آخر است و چیزی بعد از او نیست. ظاهر است و باطن، و هیچ چیزی ورای او وجود ندارد. سپاس خدای را برای هر آنچه که عطا کرد و هر آنچه که پس گرفت. برای هر صنع نیکویش و هر امتحانی که به آن مبتلایمان ساخت. شکر خداوند را برای هدایت ما و برای نعمت ولایت که بزرگترین نعمت اوست برای ما.

شهادت می دهم که محمد(ص) بنده خدا و رسول و حبیب اوست، خداوند او را به حق به پیامبری بر انگیخت تا بندگانش را از پرستش بت ها به پرستش خدا رهنمون شود، و از اطاعت شیطان به اطاعت خداوند و اولیای خدا بازشان دارد. شهادت می دهم علی(ع) ولی برگزیده خدا و حجت بر همه خلایق است و امامان از نسل او، رهبران مردم و ائمه هدایتند. خداوند ما را در زمره آنان محشور گرداند و به اندازه یک چشم بر هم زدنی بین ما و آنان جدایی نیفکند.

"تنهای تنهای تنها"؛ تنها ولی سربلند

شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۲، ۱۲:۵۵ ق.ظ

اکران فیلم «تنهای تنهای تنها» بدون حمایت لابی‌های پخش و حتی بودجه تکثیر نسخه اصلی انسان را وادار می‌کند تا حقایقی از سینمای ایران را که کمتر به آن توجه شده است را بیان کند.
میکائیل دیانی در وبلاگ مسیر نوشت: اکران فیلم "تنها تنهای تنها" در سینماهای کشور با تبلیغات اندک؛ بدون حمایت لابی های پخش و حتی بودجه تکثیر نسخه اصلی انسان را وادار می کند تا حقایقی از سینمای ایران را که کمتر بدان توجه شده است را بیان کند.

در بازار کساد گیشه های سینما نوشتن در مورد لابی های موجود در پخش و تبلیغات و برنامه ریزی برای اکران می تواند به شناخت دقیق از این عرصه کمک کند. در حقیقت اگر بخواهیم اکران فیلم های سینمایی و حواشی آن را توضیح دهیم خود مجلد چند صد صفحه ای می خواهد و جریان شناسان سینما را می طلبد اما نگاهی گذرا می تواند راهگشای بسیاری مسائل باشد.

برای باز شدن مسئله به چند نمونه اشاره در چند سال گذشته اشاره می کنیم:

ایجاد دوگانگی در اکران

بسیاری معتقدند که فیلم "جدایی نادر از سیمین" با همه خلاقیت های تکنیکی و محتوایی –فارغ از ارزشهایی که فریاد می زند- ارزش آن مقدار فروش را نداشته است اما و در طرف مقابل "اخراجی های 3" فیلمی بود که به دلیل دوگانه پیش از آن در سینما مطرح به حساب می آمد. به لحاظ محتوایی همه این دو فیلم را متضاد یکدیگر و از دو گفتمان متفاوت می دانستند اما در حقیقت یک لابی پخش پشت هر دو فیلم بود.

بعد از آن هنگام با یکی از تهیه کنندگان که بزرگترین شرکت پخش و اکران فیلم در ایران را دارد جلسه ای داشتیم. در خلال جلسه این جمله را شنیدم "ما هر دو فیلم را همزمان اکران کردیم؛ پول دادیم تا در فیسبوک و.... چند تا جوان بر سر این دو فیلم دعوا درست کنند و مورد توجه قرار گیرند. اینگونه جامعه تحریک شد که برود این فیلم ها را ببیند" البته ایجاد شکاف های اجتماعی یک نظریه جامعه شناختی است و از این منظر راه خوبی برای تحریک افکار عمومی انتخاب شده بود.

روایت یک فروپاشی از درون

يكشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۲، ۰۴:۴۸ ب.ظ

 در عربستان سعودی چه می‌گذرد؟


گسترش جنبش های مردمی اصلاح طلب در سراسر مناطق عربستان به وضوح نشان می دهد که نظام قبیله ای و فاسد در این کشور نتوانسته و نخواهد توانست خارج از مدار این تغییرات حرکت کند. علی رغم سرکوب وحشیانه تظاهرات، نقض آشکار حقوق بشر، تبعیض میان شهروندان بر اساس مذهب و منطقه در طی بیش از 8 دهه و علی رغم تلاش های رژیم آل سعود برای فرار به جلو از طریق متوسل شدن به فتواهای فقهای درباری و صدور فتوا به درخواست امراء‌‌ به منظور پوشش نیازهای دینی دربار در زمینه مقابله با هرگونه تغییر،  نشانه های تغییرات بنیادین در تمامی مناطق عربستان غیر قابل انکار است.

رژیم آل سعود از مفتی های صف کشیده در پشت دروازه های دربار این کشور درخواست می کند تا فتواهایی در زمینه حرام بودن تظاهرات و کفر شمردن اعتراضات مسالمت آمیز و صدور مجوز قتل برای اربابانشان در صورت ناراحت شدن با شعار و یا اعلامیه اعتراضی، صادر کنند.

تجاوزات سران رژیم آل سعود و مزدوران آنها علیه ملت عربستان و به ویژه ساکنان منطقه شرقی که به حقوق از دست رفته شان اعتراض دارند، ادامه دارد؛ حقوقی که تمامی قوانین و منشورهای بین المللی بدان اقرار می کنند. سران آل سعود به جای استقبال از خواسته های قانونی و مشروع معترضین با حملات وحشیانه مزدوران خود  به استقبال آنها می روند،‌ موضوعی که باعث شده، برخی سازمان های فعال در زمینه حقوق بشر جنایت های آل سعود را محکوم کرده و خواستار توقف خشونت و مجازات عامل آن باشند.



بعد از شهادت "احمد آل مصلاب" به دست مزدوران آل سعود، سازمان عربی حقوق بشر خواستار تحقیق فوری در این مورد و مجازات عاملان شهادت وی در العوامیه واقع در شرق عربستان شد.

خاطرات یک روحانی از سفر به گرمای ۵۰ درجه

دوشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۳۷ ب.ظ

 

امشب دیگر هوا گرم نیست؛ هوا خنک شده است، الله اکبر را که می‌گویم نسیم می‌وزد به صورتم، شاید که باد بازدم «او» را آورده است.

حسین سلیمانی
  نماز را بعضی‌ها بلدند بعضی‌ها نه! مسجد ندارند، جمعیتشان صد و پنجاه نفری می‌شود، تا همین چند سال قبل کل خانه‌هاشان کپر بوده است و تا همین پارسال که بچه‌های جهادی نرفته بودند به روستایشان زن‌ها چیزی از حجاب نمی‌دانستند؛ خیلی حرف‌های اسف بار دیگری هم از وضعیتشان هست که نمی‌شود گفت و اساساً نباید گفت.

اما یک فرق اساسی دارند، وقتی مطلبی از دین می‌گویی که اعلام می‌کنی که خدا این را گفته است، مانند عبد بی‌چون و چرا قبول می‌کنند، نه مثل ما و اطراف ما که هرچه می‌گویی حتی اگر آیه قرآن باشد دنبال دلیل‌های دیگری می‌گردند و توجیهاتی که فرمان خدا را عمل نکنند!

شب جمعه است، روز آخر و نزدیک اذان...به سختی یک نفر را پیدا می‌کنم که بلد شده باشد دوازده امام را پشت سر هم بگوید، امام دوم را یادش رفته است، امام پنجم را اشتباه می‌گوید و امام یازدهم را جا می‌اندازد.

بچه‌های گروه می‌گویند امشب جاده خطرناک‌تر است و قاچاقچی‌ها و اشرار عبور می‌کنند و بهتر است قبل از شب از روستا رفت؛ مسئول گروه اصرار دارد برای نماز نمانم اما مردم خودشان جلوتر زیلوی درست شده از گونی را در جای همیشگی و در وسط روستا پهن کرده‌اند و منتظرند، پای راستم را می‌گذارم داخل مینی‌بوس، بچه‌ها دورم حلقه زده‌اند و نگاه می‌کنند، ستاره قطبی در آسمان نمایان شده، نزدیک وقت اذان است.


دست‌اندرکار تحریف مفهوم ایثار و شهادت نباشیم
حجت‌الاسلام حمید پارسانیا معاون آموزش مجمع عالی حکمت اسلامی از نویسندگانی است که در زمینه علوم انسانی کتب و مقالات متعددی را به رشته تحریر درآورده است. 

دکتر پارسانیا همچنین عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو هیات علمی گروه مطالعات انقلاب اسلامی و غرب‌شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و مدیر گروه جامعه‌شناسی موسسه امام خمینی نیز هست. وی از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۶ ریاست دانشگاه باقرالعلوم قم را عهده‌ دار بوده و اکنون رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی است. او یکی از شاگردان آیت‌الله جوادی آملی بوده و در حال تقریر درس‌های فلسفی او در کتابی به نام "رحیق مختوم" است.

وی در حال حاضر به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی همایش "مطالعه علمی ایثار و شهادت" که قرار است نهم و دهم مهر ماه برگزار شود، فعالیت دارد. به این بهانه به سراغ او رفتیم و در مورد معنی و مفهوم ایثار، شهادت و از خودگذشتگی به بحث و تبادل نظر نشستیم. آنچه پیش رو است مشروح گفتگوی ما با دکتر پارسا نیا است که تقدیم حضور شما می شود. 


*همان‌طور که می‌دانید، مفهوم ایثار و شهادت یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در دنیای معاصر است. به‌خصوص از زمانی که تقابل بین غرب و کشورهای اسلامی وارد فاز جدیدی شده است، رویکرد نظامهای سکولار غربی نسبت به ایثار و شهادت بیشتر این است که آنها سعی می‌کنند یک ارتباط و این‌همانی بین مفهوم و امر ایثار و شهادت با تروریسم بنیادگرایانه برقرار بکنند. به نظر شما این کج‌فهمی از کجا ناشی می‌شود؟ 

پارسانیا: این روزها از وزیر امور خارجه آمریکا، آقای «کری» جمله‌ای را نقل می‌کنند که: «افتخار می‌کنم به این که در جنگ ویتنام حضور داشتم». آمریکایی‌ها برای سربازانی که در جنگ ویتنام بودند و رفتند و کشته‌شدگانشان هم یک شأن و احترام ویژه‌ای قائل هستند. حالا آمریکا کشوری نیست که برای دفاع از هویت خودش و در درون مرزهای خودش کشته‌ای داده باشد اما اگر به کشورهای اروپایی رفته باشید یا به کشور روسیه بروید، جاهایی برای سرباز گمنام دارند و برای کشته‌های جنگشان احترام قائل هستند. مقامات آنها در دوره‌های مختلف می‌آیند و ادای احترام می‌کنند. یا وقتی که مقاماتی از کشورهای دیگر می‌آیند،‌ بعضاً آنها را برای احترام به این مجموعه‌ها می‌آورند.  

فرانسوی‌ها در قبال اشغال آلمانی‌ها چه کار کردند و الآن به کشته شدگانشان در جنگ با چه نگاهی برخورد می‌کنند؟ آیا در این روزها و این جهان مدرن آنها را زیر سؤال می‌برند؟ چه کسانی که در درون مرزها و چه کسانی که به بیرون مرزها رفته‌اند. از این سوی دنیا به آن سوی دنیا، به خاطر منافع ملی‌شان. یعنی وقتی که آمریکا و کری به جنگ ویتنام رفته، برای دفاع از وطن خودش نجنگیده است. به آن طرف اقیانوسها رفته است. حال سوال این است که چرا مفهوم ایثار و کشته شدن برای وطن در آنجا این‌قدر تجلیل می‌شود، ولی مخالف مفهوم «ایثار و شهادت» است؟ اصل این مفهوم را عرض می‌کنم. مشکل این است که جهان اسلام برای دفاع از هویت فرهنگی و تمدنی خودش به پا خواسته و مفاهیم محوری این فرهنگ و تمدن را جمهوری اسلامی حفظ می‌کند و به این معانی به عنوان مفاهیم رقیب نگاه می‌کند. لذا احساس هراسش نسبت به این مفاهیم به خاطر احساس هراس نسبت به فرهنگ و تمدن رقیبش است. از چشم او این سو دارد مورد هجوم قرار می‌گیرد. حالا ما برگردیم و ایثار و شهادت را در فرهنگ اسلامی نگاه بکنیم. مذموم است؟ اما از نگاه تبلیغات کشورهای آمریکایی و اروپایی این مفهومی که اخیراً به یک مسلمان به کار برده می‌شود، مذموم است و این در حاشیه مذموم بودن حضور فرهنگ اسلامی و هراسی است که از این مذهب متوجه می‌شود.  

آیا ‌Human rights همان‌ حقوق‌ بشر است؟

پنجشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۲، ۰۷:۰۶ ب.ظ

"هیومن رایتز" که مهمترین نماد آن اعلامیه جهانی‌اش است معادل مناسبی برای عبارت حقوق بشر نیست. واژه "رایت" (right) آنجا که به عنوان صفت به کار رود به معنای درست، راست، صحیح، بجا و واقعی است، و آنجا که به صورت اسم مورد استفاده قرار گیرد، به معنای "قانون" است، در نتیجه "هیومن رایتز" می شود مجموعه قوانینی که درباره انسان درست است یا باید برقرار باشد.
 تنوع فرهنگ ها در کنار بن مایه های فلسفی و عقیدتی ملل مختلف باعث شده کلمات هنگام ترجمه از زبانی به زبان دیگر معنای اصلی خود را از دست داده و گاه به شکلی متفاوت از معنای حقیقی خود ترجمه شوند. نتیجه ی این امر بهم ریختگی معنایی و آشفتگی معرفتی در زبان مقصد است، چرا که کار به یک ترجمه ی ساده محدود نمی شود بلکه با جایگزینی اشتباه یک مفهوم سایر مفاهیم مرتبط با آن نیز اشتباه ترجمه شده و در نهایت ممکن است یک حوزه ی مفهومی در فرهنگ مقصد به اشتباه جا بیافتد. زبان فارسی نیز از این دست اشتباهات و جایگزین کردن ها  مصون نبوده است. از جمله عباراتی که در فارسی به اشتباه ترجمه شده عبارت "هیومن رایتز" (Human rights) است که در ایران از آن به "حقوق بشر گفته" تعبیر می شود.

"هیومن رایتز" که مهمترین نماد آن اعلامیه جهانی اش است معادل مناسبی برای عبارت حقوق بشر نیست. واژه "رایت" (right) در حالت که به عنوان صفت به کار رود به معنای درست، راست، صحیح، بجا و واقعی است، و آنجا که به صورت اسم مورد استفاده قرار گیرد، به معنای "قانون" است، در نتیجه "هیومن رایتس" می شود مجموعه قوانینی که درباره ی انسان درست است یا باید برقرار باشد. 

مدیران هیچکاره‌اند

چهارشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۲، ۱۲:۵۶ ق.ظ

نگاهی از درون به واقعیت های مدیریت فرهنگی کشور

  متن زیر  گفتار یکی از مدیران فرهنگی کشور در نشستی در مشهداست. نام این مدیر فرهنگی به خاطر این که خود علاقه‌ای به انتشار سخنانش نداشت، ذکر نشده است.

اجازه می‌خواهم از دوستان که ابتدا درمورد ساختار مدیریت فرهنگی کشور به دلیل ورودم به حوزه‌های مختلف که آشنایی دارم صحبت کنم و برای دوستان توضیح بدهم که چرا انتظارات مقام معظم رهبری در مورد فرهنگ کشور برآورده نمی‌شود. عمده بحث‌هایی که در این مورد می‌شود بحث مدیریت فرهنگی است. اما من ساختار تشکیلاتی و بحث فرهنگ و هنر را عرض می‌کنم. تا جایی که اطلاع دارم بیش از 24 نهاد فرهنگی در کشور وجود دارد. اما نهادهایی که حوزه فعالیتشان در ارتباط با هنر هست محدودترند. اما 4 نهاد تأثیرگذارتر در این عرصه وجود دارد. که عبارتند از:
1. صدا و سیمای جمهوری اسلامی
2. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
3. سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران
4. سازمان تبلیغات اسلامی که ذیلش مجموعه‌ای است به نام حوزه هنری.
صدا و سیما معاونت‌های مختلفی دارد. دو معاونت مهم دارد به نام معاونت سیما و معاونت صدا. پنج شبکه هم هست که تحت نظر مدیران این شبکه‌ها عمل می‌کنند. شبکه یک ملی است. شبکه دو ساختار ابتداییش قرار بوده نوعی شبکه فرهیختگان سطح عموم باشه. شبکه سه شبکه جوان و ورزش است. شبکه چهار فرهیختگان و شبکه پنج هم استانی که شبکه دو قراره شبکه کودک بشود. ذیل هر شبکه جایی هست به نام طرح و برنامه. هم‌تراز این طرح و برنامه گروه‌ها برنامه‌ساز هستند.اصولاً ساختار صدا و سیما ساختار تولید است. یعنی قرار است که مجموعه‌ای از برنامه‌ها را تولید کنیم که شکلی هنری دارند برای انتقال پیام‌های هنری. صدا و سیما قرار است کارها و محتوای فرهنگی مورد نیاز جامعه را تولید کند. اما وزارت فرهنگ و ارشاد مجموعه‌ای ست که قرار است مدیریت کلان فرهنگی بکند. قرار نیست تولید داشته باشد. این وزارت به چهار تا معاونت تخصصی شامل معاونت هنری، سینمایی، فرهنگی و مطبوعاتی تقسیم می‌شود. معاونت هنری قرار است در حوزه تجسمی و حوزه نمایش و موسیقی فعالیت داشته باشد. معاونت سینمایی هم کلاً در حوزه سینما است و معاونت فرهنگی هم تمرکزش در حوزه کتاب است. اما سازمان فرهنگی هنری شهرداری را به این دلیل هم‌طراز این‌ها گذاشتم چون بودجه‌اش قابل قبول است. و معمولاً جریانات فرهنگی هنری از این جا گسترش پیدا می‌کند. این سازمان دو تا معاونت اصلی دارد، معاونت هنری و فرهنگی. که معاونت هنری تقریباً همان کارهایی را که نام بردم انجام می‌دهد. حوزه هنری هم که ذیل سازمان تبلیغات اسلامی است، درواقع دو معاونت و گروه‌های مختلف دارد. که هم‌طراز معاونت‌ها بخش‌هایی دارد به نام بخش موسیقی و بخش تجمسی و... البته با گرایش خاص انقلاب اسلامی و دفاع مقدس که هنرمندان و گروه‌های مختلفی که ویژگی هنری دارند را جمع کرده است.