جلیلی برای پیشبرد گفتمان انقلاب مناسب تر است
حجت الاسلام سید محمدمهدی میرباقری
آنچه در زیر میآید مصاحبه تفصیلی حجت الاسلام و المسلمین سید محمدمهدی میرباقری، رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم می باشد.
حجت الاسلام سید محمدمهدی میرباقری
آنچه در زیر میآید مصاحبه تفصیلی حجت الاسلام و المسلمین سید محمدمهدی میرباقری، رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم می باشد.
در فاصله 5 روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و رشد چشمگیر آرای سعید جلیلی، هجمه رسانه های ضدانقلاب علیه وی به شکل بی سابقه ای افزایش پیدا کرده است.
رسانه های ضد انقلاب که در اغلب انتخابات جمهوری اسلامی مردم را به تشویق به تحریم انتخابات می کردند، در حال حاضر از حامیان خود می خواهند در انتخابات شرکت کرده و به گزینه رقیب سعید جلیلی رای دهند تا وی رئیس جمهور ایران نشود.
در همین راستا مسعود بهنود ، روزنامه نگار فراری و کارشناس شبکه ضد انقلاب بی بی سی فارسی در صفحه فیس بوک خود نوشت: بنده مصمم هستم در انتخابات شرکت کنم و با رای خود مانع از آن شوم که سعید جلیلی رئیس جمهور شود.
سعید جلیلی، دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق است و چنانچه می دانید تز دکتری خود را نیز با موضوع "سیاست خارجه پیامبر اسلام" دفاع کرده است.
مهدی فاطمی صدر
انتخابات پیش رو عملاً همهپرسی میان حفظ وضع موجود و بسط به وضع موعود است؛ یعنی تکنیک را میپسندیم یا تفقه را؟ دغدغهی نان داریم یا انسان؟ خود را در شعب ابیطالب میبینیم یا نخلستانّهای خیبر؟ و طبیعی است که آن چه به اجتهاد و فقه شیعی احتیاج دارد عبور از مسائل مستحدثهی بنای تمدن اسلامی است و اگر نه در همه جای عالم به یک اسلوب بتن میریزند و در این میان به مدیر صاحب اندیشه احتیاجی نیست. این تعبیر سادهیی از "مدیریت عرفی" است که تصادفاً بدیل "مدیریت فقهی" دانسته میشود.
سعید جلیلی اولین نامزدی بود که از "فقه جواهری" صحبت کرد؛ نه در این انتخابات، که آخرین رئیس جمهوری که دغدغهی "مکاسب" شیخ انصاری را داشت، باز طلبهیی مشهدی به نام سیدعلی حسینی خامنهیی بود.
این کتاب درباره علم نفس نوشته شده است. توضیح اینکه؛ نفس ناطقه انسانى، جامعترین و کاملترین مظهر خداست و شناخت آن مستلزم شناخت بارى تعالى و محور جمیع مسایل عقلى و نقلى و قطب همه معارف عرفانی است. از این رو همه اهل عرفان و نیز حکمای بزرگ، به معرفت نفس، اهمیت ویژه میدهند.یکی از بهترین کتابهای علامه حسن زاده آملی، کتاب «عیون مسائل النفس و سرح العیون فی شرح العیون» است.
بگذار تخریب کنند
بگذار 5 میلیون کارت هواداری صادر کنند
بگذار رنگ فیروزه ای رو برا خودشون برگزینند
بگذار به مردم بگویند
از سه نفر دو نفر کنار می روند
و سر ملت .... بگذارند
و بگویند همه در صحنه می مانند.
بگذار کلید نماد ستاد تبلیغاتیشان باشد
بگذار شعار ضد تورم سر دهند
بگذار شعار تولید یک میلیون شغل در سال را بدهند
بگذار
بگذار
بگذار هر چه می خواهند بگویند و
انجام دهند
ولی ما تو را دوست داریم
چه رئیس جمهور شوی
چه نشوی
والسلام
ثانیه ها تب دار شده اند سنگینی رسالتی از جنس پیامبر مهربانی را و دقایق تاب تحمل ندارند گرانسنگی ره توشه ای زرکوب را در راستای به بعثت رسیدن پیامبر اعظم.آری محمد به مرز 40 سالگی رسیده بود تبلور آن رنج مایه ها در جان پیامبر عشق سبب شده بود که اوقات بسیاری را در بیرون مکه به تفکر و دعا بگذراند تا شاید خداوند بشریت را از گرداب ابتلا برهاند.
آری آن شب، شب بیست و هفتم رجب بود و محمد غرق در اندیشه... که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید: «بخوان!» محمد درهراسی وهم آلود به اطراف نگریست! و صدا دوباره گفت: بخوان! و این بار محمد با بیم و تردید گفت: «من خواندن نمیدانم» صدا پاسخ داد: «بخوان به نام پروردگارت که بیافرید، آدمی را از لخته خونی...
(برداشت مختصری از کتاب « جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم» از استاد اصغر طاهر زاده)
محمود دین پرور
به اعتقاد نویسنده یکی از مهمترین مؤلّفهها برای شناخت انقلاب اسلامی فهم جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی است و برای فهم جایگاه اشراقی آن در جهان کنونی نیز، باید بتوانیم در عین توجّه به افقها و آرمانهای انقلاب، سیطرهی جریان حاکم بر جهان یعنی مدرنیته را خوب بشناسیم. در این راستا میتوان به رودر رویی دو تفکّر و فرهنگ مخالف هم، یعنی مدرنیته و تشیّع، در اوایل قرن بیست و یکم اشاره کرد که شناخت مبانی و اهداف و بسترهای شکلگیری هرکدام برای شناخت جایگاه کنونی انقلاب اسلامی ضروری مینماید.
مدرنیته در واقع تفکّر و فرهنگی است که سعی دارد تمام مناسبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری را بر اساس نظامی سکولار و منقطع از وحی و معنویّت تعریف کند و بر چنین اساسی شکل دهد. تمدّنی که سعادت بشری را در توجّه صِرف بشر به زمین و تکیه بر عقل خود بنیادش برای تصرّف هرچه بیشتر در طبیعت و نگاه ابزاری به انسان جهت بهرهوری بی حدّ و اندازهی مادّی میداند.
این جمله که «تمام دیکتاتورها سینما را دوست دارند» اکنون به یک ضربالمثل سینمایی تبدیل شده است. حال ببینیم که با مرگ و کنار رفتن یک دیکتاتور به اسم «رضاشاه» در اوایل دههی20 شمسی چه اتفاقهایی برای تاریخ ایران و به ویژه تاریخ سینمای آن رخ میدهد و سیاستهای وی چگونه تغییر شکلمیدهند و یا چگونه گفتمان کشف حجاب پهلوی تداوم مییابد و در برابرش چگونه گفتمانهای اقلیتی به مقاومت میپردازد. در این مقاله حوادث و وقایع 1320شمسی تا 1336شمسی را بررسی و مرور میکنیم و در آینده به «روزگار نو»ی سینمای ایران یعنی سالهای 1336شمسی تا 1356 شمسی میپردازیم تا به انقلاب اسلامی 1357 برسیم و سینمای پس از انقلاب.